سوت زنان درحالیکه کیسه شامل پیاز و سیب زمینی تو دستمه به خونه نزدیک میشم که ناگهان حس کردم کیسه به جائی گیر کرده و شاید هم گدایی هندی کیسه رو نگه داشته و طالب ۲ روپیه پول یا مقداری پیاز و سیب زمینی هستش ، به محض اینکه سرم رو بر گردوندم ، دیدم یه میمون هندی شیطون کیسه ما رو نگه داشته و ظاهرا قصد داره پیاز و سیب زمینی ما رو تصاحب کنه ، در فکر این بودم که چطور این متجاوز رو ادب کنم که ناگهان با صدای جیغ میمون تمام موهای بدنم سیخ شد و همین که دندانهای آنچنانیش رو به نشانه تهدید به من نشان داد متوجه شدم که دیگر انجا جای موندن نیست ، کیسه رو که رها کردم هیچ ، فورا هم فرار رو بر قرار ترجیح دادم .... دست خالی وارد خونه شدم و پس شرح حال ماجرا ارسلان رو دیدم که سینه رو داده جلو و میگه بریم تا من خدمت این میمون قلدر رو برسم ، حالا ما هر چی اصرار می کنیم که بابا جان این میمونها گاهی خیلی خطرناک هستند و احتمال اینکه حمله کنن خیلی زیاده ، به خرج ارسلان نرفت که نرفت و چوب بدست به سمت میمون مهاجم روانه شدیم و البته جناب میمون در حال خوردن که چه عرض کنم ، در حال تست کردن سیب زمینی ها بود و همه سیب زمینی ها رو یه گاز زده بود و به گوشه ای پرت کرده بود .. همین که جناب میمون ارسلان رو چوب بدست دید چنان فریاد جیغ مانندی کشید که من رو یاد مرحوم بروسلی بچه محل سابقمون انداخت و چنان حالت تهاجمی به خودش گرفت که دیدیم ارسلان همونجا خشکش زد و چوب رو پشت سر خودش پنهان کرده و به من میگه : ببین راجو سیب زمینی نپخته دادی به اقا خوشش نیومده و همه رو دندون دندون کرده ، خوب باید قبلش واسه اقا سیب زمینی ها رو آب پز میکردی
...
توجه توجه : فکر بد نکنین لطفا ، هفتمین دختر پادشاه یه نی نی کوچولوی ناز ۱ ساله بود.
۲- ما تا حالا فکر می کردیم ادمی فقط واسه ورود به جاهایی مثل سینما ، باغ وحش ، تاتر و ..... باید بلیط تهیه کنه ، اما اینجا توی بنگلور اگر قرار باشه مسافر خودتون رو تا توی فرودگاه بدرقه کنید و از پروازش مطمئن شوید ، شما مجبور خواهید بود که برای ورود به سالن فرودگاه به ازای هر نفر یک بلیط ۶۰ روپیه ای ( معادل ۱۲۰۰ تومان ) تهیه کنید ، و تازه بعد از ورود به سالن فرودگاه متوجه می شوید که سرتون کلاه رفته چرا که به محض ورود به سالن جلو شما رو می گیرن و فقط مسافر اجازه عبور داره و شما باید همون قسمت ورودی پشت یک سری نرده بمونین و دورادور مسافرتون رو زیر نظر داشته باشید.
۳ـ تو دفتر هواپیمایی نشستم و قصد تهیه بلیط به بمبئی رو دارم ، پس از کمی انتظار سرانجام از بین شرکت های هوائی مختلف موفق می شوم ارزانترین بلیط رو از شرکت airdeccan تهیه کنم . ...روز پرواز خیلی سریع خودم رو به فرودگاه رسوندم و پس از ۲ ساعت تاخیر مسافران سوار هواپیما شدن ، پس از مدتی مهماندار شروع به پذیرایی از مسافران کرد و در کمال تعجب مشاهده کردم که اکثر مسافران از گرفتن آبمیوه سر باز میزنند تا اینکه مهماندار به من رسید و آبمیوه رو تعارف کرد ، اما به محض اینکه ابمیوه رو برداشتم ، دیدم مهماندار داره میگه میشه ۲۵ روپیه ( ۵۰۰ تومان ) ، اولش یه کم با تعجب نگاش کردم و بعد از اینکه یه ۵۰ روپیه بهش دادم ، دیدم باز بر گشته میگه : ببخشید قربان پول خرد ندارم و یک ابمیوه دیگه در ازائ پول خرددریافت کردم .
یاد آن بیت شعر ملا محمد گیلانی افتادم :
بیجا نبود امدن ما دراین دیار کردیم سیرجانوران ندیده را