تبليغاتX
مسافری از هند

دست نوشته های راجو از جنوب هندوستان!!

دانشجویان ایرانی در هندوستان(بنگلور)

با سلام خدمت همه دوستان عزیز و گلم ، منم پیشاپیش عید نوروز رو به همتون تبریک میگم و امیدوارم که هر جای دنیا که هستین شاد و خرم باشین و برای همتون سالی خوش همراه با موفقیت و کامیابی آرزومندم.

و اما امروز قصد دارم درباره یکی از احمقانه ترین  و استثنایی ترین فرهنگ بد و احمقانه  هندی براتون بگم که مختص اقایون هندی هم هست . و اما برای شروع مطلب بهتره از یه خاطره شروع کنم ...اقا روزهای  اولی بود که به اتفاق دوستانم وارد هندوستان و شهر بنگلور شده بودیم و سوار تاکسی  به سمت هتل در حرکت بودیم که یه دفعه متوجه شدیم که تاکسی کنار خیابون ایستاد و راننده پیاده شد و میگه ببخشید الان بر میگردم .حالا ما هر چی به اطراف نگاه می کنیم نه مغازه ای بود و نه کسی و تو کفش  مونده بودیم که این راننده چرا پیاده شد که دیدیم جناب راننده با اون لباسهای مرتب و تمیزش و همچنین کراوات زده خیلی شیک رفتند کنار دیوار ایستادند و شروع کردند دیوار رو ابیاری کردن  ما هم با چشمان گرد شده داشتیم طرف رو نگاه می کردیم  و تعجب از رلکس و بی شرم و حیا بودن این مردک .اما پس از مدتی متوجه شدیم که بله ...این جزئی از فرهنگ این جماعته که هر جا احتیاج به دستشویی پیدا کنن خیلی راحت میرن کنار یه دیوار و شروع می کنن به ادرار کردن   حتی  می بینی که یه ماشین اخرین مدل یه دفعه کنار خیابون پارک می کنه و یه ادم جنتلمن ازش پیاده میشه و میره کنار خیابون واسه رفع قضای حاجت ،اصلا هم عیب نمیدونن و البته چه حرفه ای هم عمل می کنن من با وجود اینکه مدتهاست اینجا هستم و همیشه هم می بینم که این جماعت رو به روی من  در حال ابیاری هستند اما هنوز که هنوزه چشمم به الت مربوطه نیفتاده و نمیدونم چیکار می کنن  مطمئن باشین اگه یه ایرانی غیر حرفه ای بخواد این کار رو بکنه تا ۲ کیلومتر دورتر هم ملت میبینن اون چیزی رو که نباید... (پس خانومهایی که  می خوان تشریف بیارن هندوستان خیالشون راحت باشه که ناخواسته یا حتی خواسته چشمشون به دستگاه نمی یفته که بخوان آزرده بشن )...خلاصه این افایون هندی خیلی زندگی رو واسه خودشون راحت کردن و فقط این بیچاره خانومها هستند که از این نعمت محرومند و نمی تونن دیواری رو ابیاری کنند در واقع به قول دوستان ابیاری روی دیوار به این شیوه تنها کاریه که خانومها هر چقدر هم که توانایی داشته باشن  قادر به انجام دادنش نخواهند بود و آرزوش رو دارند و در اینجاست که می توان نتیجه گرفت خداوند مردان را برتر از زنان افرید....حالا هی شما خانومها بیاین فمینیسم بازی در بیارین و بگین زنان = مردان  هر موقع تونستین این کارا رو انجام بدین بعدش بیاین ادعای برابری کنین.

نوشته شده توسط راجو هندوستانی در ساعت 23:43 | لینک  | 

توی پارک روی نیمکت همیشگی خودم نشستم و غرق در افکار و رویاهای خودم هستم که می بینم یه بنده خدا یه برگه میده دستم و از من  می خواد که برگه رو پر کنم ، به برگه که نگاه می اندازم متوجه می شم که یه تست روانشناسی هستش...

۱-ایا شما فکر می کنید که فرد تنوع طلبی هستین ؟

۲ـایا عقاید و نظریات شما با  عقایدتان در ۵ سال گذشته متفاوته یا تغییر چندانی نکرده؟

طرف رو به بهانه اینکه انگلیسی خوب بلد نیستم رد می کنم بره ولی بعدش به فکر فرو میرم و با خودم می اندیشم که ما انسانها گاها چه تغییراتی شگرفی در افکار و نظریاتمون رخ میده که گاها باور نکردنی هستش ، در واقع افکار و نظریات بسیاری از ما انسانها نه بر پایه استدلال و منطق که فقط انعکاس و برگرفته از محیط اطرافمون هستش و البته این قضیه در میان ما ایرانیان بیشتر نمود پیدا می کنه و بطور مثال گاهی اوقات  وقتیکه از محیط خارج میشیم و دیگه در معرض محرک نیستیم شخصیت ما دگرگون میشه !!! اما این تغییرات گاهی مثبت و گاهی منفی  گاه سازنده و گاه مخرب هستش...و البته  عقاید دینی ما هم از این امر مستثنی نیست .حالا چی شده که مایی که راجو هندوستانی باشیم  به این نتیجه رسیدیم؟؟؟...

یه موقع  داشتیم از ایران می یومدیم هند ویه همسفر هم ما رو همراهی میکرد و این همسفر ما از اون مذهبی های حسابی بود که هیچوقت نمازش رو  ترک نمی کرد و تعصب عجیبی روی دین اسلام خصوصا شیعه داشت . برای رسیدن به هند هم که ما مجبور بودیم چند ساعتی رو توی فرودگاه معطل بمونیم  و ما هم که طبق معمول داشتیم این ملت کافر و بی حیای  اروپایی رو که پوشش نیمه عریان داشتن دید می زدیم که این همسفر ما گیر داد که پا شو باید بریم مسجد فرودگاه و نماز بخونیم .حالا ما هر چی اصرار که بابا حالا بیخیال شو و الان باید بریم بارهامون رو تحویل بدیم به خرج این اقا نرفت که نرفت و اخر سر هم با عصبانیت خودش رفت دنبال مسجد بگرده و نمازش رو بخونه و بعد از اون هم چند بار اینجا با هم بحث دینی داشتیم و من از دیدگاه منطق اشکالات و ایراداتی که گاها بر شیعه وارد هست سخن می گفتم و دوست ما هم با تعصب از شیعه دفاع می کرد و در اونجا بود که متوجه شدم که این دوست ما برای تعصبش هیچ دلیل و منطقی نداره و فقط تحت تاثیر محیط اطراف و شاید خانواده چنین نگرشی نسبت به دین پیدا کرده و بحث ما هم بی فایده می باشد.از اون زمان چند ماهی گذشت تا اینکه هفته پیش دوست خوبم رو دوباره ملاقات کردم و وقتی که از نظراتش اگاه شدم کم مانده بود ۲ شاخ به روی سر مبارکمان کاشته شود. بنده خدا شیعه که خوبه اسلام رو هم دیگه قبول نداشت و جدا از اون دیگه به وجود خدا هم معتقد نبود.....یه لاییک تمام عیار شده بودن این اقا.البته من نمی دونم این دوست ما الان با چه کسانی رفت و امد دارن اما اگر فردا یا پس فردایی  بیاد بگه راجو من هندو شدم هم تعجب نمی کنم چون از منطق خبری نیست و فقط انعکاسی از محیط اطراف در سخنان ایشان یافتم.

پ.ن:

بحث دین شد یاد خاطره ای افتادم ، نمیدونم شماها هم به مراسم روضه یا نشستهای دینی رفتین یا پای منبر روحانیون یا حاج اقایی  بودین یا نه ؟؟؟ گاهی اوقات بعضی از این سخنرانان و مبلغین دینی چنان صحبتهایی می کنن که واقعا ادم از تعجب رو سرش اسفناج سبز میشه و تازه متوجه میشی که چرا و چگونه به دینی لطمه وارد میشه ...اون موقع ها که ما خیلی کم سن وسال بودیم گاهی اوقات از روی کنجکاوی و تشویق معلمان مدرسه در این جور مراسم شرکت  میکردم و گاهی با وجود سن کم نیز به سخنان حاج اقا خوب گوش می کردم ببینم چی میگه ؟ در میان انهمه گوش فرا دادنها فقط یه خاطره و سخن در ذهن ما برای همیشه نقش بست .اون موقع کامپیوتر در میان مردم عادی خبری از کامپیوتر نبود فقط همه می دونستن که کامپیوتر یه ویسله الکترونیکی که محاسبات ریاضی خیلی حجیم رو انجام میده و اون سخنران هم بنده خدا یه چیزی درباره کامپیوتر شنیده بود و داشت در باره قیامت صحبت می کرد.

در روز قیامت به همه اعمال ما حتی جزیی ترین اونها با دقت رسیدگی میشه ،در روز قیامت به اذن خداوند جبرییل دارای هزاران دست میشه و یه کامپیوتر هم جلوی اونه و جبرییل هم با هزاران دستش با کامپیوتر کار میکنه و اعمال ما با دقت محاسبه میشه...

  • راستش الان یادم نمی یاد اون بنده خدا کی بود اما الان دوست دارم ببینمش و ازش بپرسم راستی جناب اون ویندوز کامپیوتره چیه که  هنگ هم نمی کنه لابد تا هم ما بریم بگیریم...حتما اونم میگه ویندوز قیامت و هنوز هم بیل گیتس اون رو نداده تو بازار.
نوشته شده توسط راجو هندوستانی در ساعت 3:47 | لینک  | 

چند سال پیش بود که توی پرسه زدنهای اینترنتی به موضوع جالبی بر خوردم ، یه اقای با سلیقه ای تقریبا تمام لغات و اصطلاحات رایجی  که بین جوانها جدیدا مرسوم شده بود رو جمع اوری کرده بود و به صورت یه کتاب تحت عنوان فرهنگ لغات مخفی ایران به چاب رسونده بود .لغاتی که فقط همین چند سال اخیر متولد شده بودند و اکثرا بدون ریشه مثلا در اون کتاب مورد بحث  به لغت خفن اشاره شده بود که این روزها بین جونها بسیار رایج هستش و البته فاقد ریشه و اصلا مشخص نیست این لغت از کجا سرو کلش پیدا شده یعنی نه مشخصه باباش کیه و نه مامانش.اما خوب اون کتاب یه نقص بسیار بزرگی داشت و اونم اینکه نویسنده به خاطر رعایت اصول اخلاقی قادر نبودند بسیاری از لغاتی رو که بعضا بیشتر هم در اجتماع استفاده می شدند رو در کتاب چاپ کنه و مایی که راجو هندوستانی باشیم تصمیم گرفتیم که کار نا تمام اون بنده خدا رو به سر انجام برسونیم و چون قصد بر ان داریم که این کار رو هم در وبلاگ شخصی خود انجام دهیم پس دیگر نیازی به اخذ اجازه و مجوز از وزارت ارشاد و یا هر تنابنده ی نداریم.

اصولا در این چند ساله لغات و الفاظ نادرست فراوانی بین اقایون و گاها خانوما رد وبدل میشه ، اما نکته جالبی که اینجا وجود داره اینه که ریشه بسیاری از این لغات مشترک هستند یعنی یک ریشه ۲ حرفی که از این ریشه برای ساخت بسیاری از لغات استفاده شده و هر روز هم لغت جدیدی ساخته میسه .که قصد بر این است که در ادامه فقط به لغاتی که از این ریشه ۲ حرفی گرفته شده اشاره کنم البته به همراه معنی کلمه و گاها مثال ( بر این نکته واقفم که بسیاری از خوانندگان محترم خودشون استادن و در این زمینه مدرک دکتری دارن ).

..خل : شخصی که  IQ  پایینی داره.

..شعر: سخن بیربط و بی معنی .

..خنده : قاه قاه خندیدن .

..چرخ : گشت زنی بدون مقصد اقایون با ماشین در شهر به منظور پیدا کردن و سوار کردن دختر.

..بازی: دختر بازی و خانوم بازی .

..مغز : شخص احمق .

..گفتن : حرف چرت و پرت گفتن . مثلا کسی که حرف بیهوده میزنه می تونین بهش بگین ..نگو.

..: این کلمه به تنهایی هم به کار میره برای تمجید و تعریف از چیزی ، مثلا یه لباس خریدم خیلی .. ، یعنی یه لباس خریدم خیلی زیبا و قشنگه.

..قاط: ادم گیچ و بی حواس.

..میخ : شخص کودن.

..ملنگ یا ..مشنگ : شخص کودن.

..لیس : این کلمه در بین اقایون خیلی استفاده میشه و به شخصی اطلاق میشه که معمولا در برابر دختر خیلی نقطه ضعف داره و همیشه در حال چاپلوسی دختراست.

..خواب : مثلا طرف میگه من ..خواب هستم یعنی اینکه از شدت خواب الودگی دیگه چشماش رو هم نمی تونه باز نگه داره.

..کلک بازی: دلقک بازی و کارهای بیهوده انجام دادن بیشتر به منظور وقت گذراندن البته .

..کش : این کلمه بیشترین استفاده رو بین مردم داره . و در واقع نمیشه لغت خاصی رو جایگزینش کرد اما تقریبا یعنی بدجنس و یا نامرد و پست.

..پیشونی: به کسی میگن که به راحتی دوست دختر پیدا می کنه یعنی اینکه در دوست دختر پیدا کردن خیلی خوش شانسه .

..قرنه : شخص احمق .

..شانس : شخص بسیار خوش شانس.

..نویس : شخصی که چرت و پرت زیاد مینویسه مثل راجو .

پ .ن : اگر نتونستین حدس بزنید که جای نقطه چین چه لغتی رو باید بکار ببرین بهتون تبریک میگم شما بسیار بچه مثبت و پاک تشریف دارین و این لغتنامه رو  هم بیخیال شین . ولی اونایی که جای نقطه چین رو می دونن چی باید بزارن و از قبل هم بلد بودن این لغتنامه  باید بهشون بگم که اخه شماها خجالت نمی کشین این لغات بد بد رو یاد گرفتین ؟ این همه لغت خوب و زیبا تو زبان فارسی وجود داره برین اونا رو یاد بگیرین .

نوشته شده توسط راجو هندوستانی در ساعت 21:20 | لینک  | 

آقا ما ایرانی جماعت یه خصلت بدی داریم و اونم اینه که هر جا میریم باید کارامون با بقیه فرق داشته باشه و حتما یا یه خرابکای کنیم و یا اینکه سر به سر بقیه بذاریم و بقیه رو مسخره کنیم ، دلیلش هم اینه که همیشه خودمون رو برتر از بقیه می دونیم و فکر می کنیم از بقیه باهوشتر  هستیم .خوب ما هم که اینجاییم از این قضیه مستثنا نیستیم و تو کالج کارمون شده اذیت کردن و این جماعت هندی رو عذاب دادن.

  • مثلا امروز ازمایشگاه بیوتک داشتیم و باید یه چند نوع ماده ترکیبی رو اماده می کردیم .استاد هم داشت روند کار رو توضیح می داد و مثلا می گفت چند گرم از فلان ماده رو با چند صدم گرم ماده دیگری مخلوط کنید و بعدش با چند نوع دیگه یه از مواد مخلوط کنید و همش هم تاکید داشت که حتما باید وزن مواد خیلی دقیق اندازه گیری بشه وگرنه نتیجه دلخواه حاصل نمیشه . بچه ها هم شروع کردن به اماده کردن مواد و با چه وسواسی وزن مواد رو اندازه گیری می کردن ، من و ارسلان هم که طبق معمول حس شیطنتمون گل کرده بود و هوس خرابکاری کرده بودیم که بعدش کلی بخندیم . خلاصه این بندگان خدا هی مواد رو دقیق وزن می کردن و می گذاشتن یه گوشه رو میز ، من و ارسلان هم  به نوبت بدون اینکه کسی متوجه بشه از اون مواد برمی داشتیم و می ریختیم رو زمین و یا پودرهای عجیب غریب دیگه که اصلا نمی دونستیم چیه رو قاطی اونا می کردیم . خلاصه یه شیر تو شیری شده بود . دیگه اخر سر که اب اضافه شد و مواد مثلا اماده شده بود بچه ها هم با خیال راحت مواد اماده شده رو بردن به استاد نشون بدن که دیدم استاد حسابی شاکی شده و بهشون میگه اخه احمقها کار به این سادگی رو هم نتونستین انجام بدین ؟ اخه این چیه؟....
  • یه دختره تو کلاس داریم از اون خر خونای روزگاره ، اصلا جز درس خوندن کار دیگه بلد نیست .همیشه هم تمام تحقیقاتش رو زودتر از بقیه اماده می کنه و با گاهی اوقات اشکال استاد رو هم می گیره و یا اگه استاد دیر کنه این دختره کاسه داغتر از اش سریع میره استاد رو صدا می زنه .هیچوقت هم غیبت نمیکنه . اقا من و ارسلان هم حسابی حرصمون می گیره از این دختره و دنبال یه راه حل می گشتیم که یه کاری کنیم این دختره یه خورده کوتاه بیاد.بعد از کلی فکر کردن به این نتیجه رسیدیم که باید واسه این دختره یه دوست پسر پیدا کنیم بلکه یه خورده از درس خوندن بیفته . بعد از کلی زحمت بالاخره موفق شدیم این دختره رو با یکی از پسرهای کلاس دوست کنیم . الان جاتون خالی بیاین ببینید دختره دیگه یه خط در میون میاد سر کلاس .( به من چه خودش جنبه نداشت )
  • یه  بار اسم یکی از این هندیها رو به فارسی رو دفترش نوشتم ، الان دیگه هر روز چند تاشون میان که تو رو خدا اسم ما رو هم به فارسی برامون رو دفتر بنویس . ما هم نامردی نمی کنیم هر چی فحش بلد بودم واسشون می نویسم .چقدر هم ذوق می کنن .امروز هم یه دختره اومده بود که راجو من یه دوست پسر ایرانی پیدا کردم ، اسمم رو به فارسی بنویس می خوام برم نشونشون بدم . منم نوشتم دختر هرزه . چه خوشحالم شد بنده خدا .
  • و اما یه خورده از دختر ایرانیهای اینجا بنویسم که دیگه حسابی به قول دوستان اینجا رو اباد کردن . بعضیاشون که دیگه حسابی گند زدن . هر کدومشون یه چند تا دوست پسر عرب و ایرانی و هندی دارن و هر شب خونه یه کدومشون .... . یه چندتا از خوانندگان وبلاگ همیشه به من می گفتن راجو تو چطور رفتی هند ؟ چطور بوی هندیها رو تحمل می کنی ، اینا بدنشون بوی بدی میده. راستش من که زیاد باهاشون دمخور نیستم اما تعجبم از این دختر ایرانیها هست  که هر شب بدنشون رو در اختیار یکی از این هندیها قرار میدن و جالبه که اصلا خم به ابرو نمیارن و کلی هم افتخار می کنن . اما همین که با یه پسر ایرانی برنامه ای داشته باشن  فرداش میرن تو  کل جماعت ایرانی داد می زنن که اره فلانی خیانت کرد از من سو استفاده کرد و اخرش هم رفت با کس دیگه ازدواج کرد.( رو رو  برم )

نکته مهم : مطلب بعدی رو که می خوام بنویسم مخصوص اقایونه و خواهش می کنم خانوما تشریف نیارن . از همین الان گفته باشم که بعدش شاکی نشین. البته چیز خاصی نیست فقط یه لغت نامه هستش که همه اقایون خودشون استادن .

نوشته شده توسط راجو هندوستانی در ساعت 11:38 | لینک  |